نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
آسمون ِ سیاه / ابر ِ پاره پاره / ...
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٢ : توسط : El

 

شما که لیسانس دارین ، سواد دارین ، روزنامه خونین
با بزرگا می شینین حرف میزنین
همه چی رو می دونین
شما که کلت پره
معلم مردم خوبین
واسه هر چی که می گن جواب دارین ، در نمی مونین
بگو از چیه که من دلم گرفته؟
راه می رم دلم گرفته
پا می شم دلم گرفته
گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته.....

"محمد صالح علاء"

چند ماهی ست که دارم دست دست می کنم برای این شعری که دنیاااآ تآ دوست دارمش... جایش را پیدا نمی کردم! نمی توانستم انتخاب کنم توی کدام وبلاگ بگذارمش! جایش هیچ جا نبود! امشب ولی دانستم که همین جاست... البته نه توی هیچ پستی! که آنجایی که درباره ی من است... که بیشتر از همه جای این وبلاگ "من" مالکش هستم انگار...

 

پی وَستـ ...

آسمون ِ سیاه / ابر ِ پاره پاره / ....