نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
من از سفر برگشتم/سفر از من برنمی گرده...
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٦ : توسط : El

 

این جمله را هزار بار تکرار کرده ام . حتی نمی دانم کجا شنیده امش! فقط حالا بیشتر از همه ی زندگی ام میدانم که باید بروم. رفتن را تو می توانی سفر انگار کنی... یا کندن.... یا مردن حتی... چه اهمیتی دارد؟ مهم فقط همین است که آدم بفهمد به جایی رسیده که تنها "سفر" تقدیرگریزناپذیرش باشد!