نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
ما غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم...باید هم کابوس می دیدیم!*
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٧ : توسط : El


از پسره  بیزارم. بعدتر از دوسال که مانده بودم... که با بی اف های دوست هام فرق داشت... که تا اعتراض می کردم به شرایط مسخره مان شروع می کرد از بدبختی های بی شمارش گفتن ... حق ِ من بود که یک بار کوتاه نیایم... یک بار انتظارم بود برای نجات رابطه مان کاری کند... حتی سخت. اصلن می دانید؟ من آدم مشکل داری هستم! مشکلم این است که احتیاج به ساپورت شدن دارم... اصلن من دختر لوس و ننری هستم... می دانم باید این خصوصیت را تغییر دهم. فعلن که نداده ام ولی. و احتیاج داشتم پسره یک بار درست و حسابی بهم ثابت کند توی مسائل جدی عرضه ی ساپورت کردن و درست کردن ِ همه چیز را دارد. که نداشت. ندارد. دو سال است که ندارد... که دو سال هی با آویزان شدن به بیچاره گی هاش از خودش دفاع کرده!!! که احمقانه است. چون اگر بیچاره گی وسیله ی دفاع باشد من یک عالمه بیشتر بیچاره گی دارم... که مثلن فقط کافیست بنشینم برای پسره از کابوس هایی که اغلب شب ها می بینم درست و حسابی تعریف کنم... یعنی نه که بدبختیم این باشدها... می خواهم بگویم از ساده ترین حق های آدم خواب راحت است! من همین را ندارم حتی.... به واسطه ی بی چاره گی هایی که تا بمیرم کش خواهد آمد...! یا به عبارتی کش خواهد آمد تا بُکُشدم! خب این وسط من مسئول اینکه بابای پسره یک آدم ت/خ/می بی مسئولیت است نیستم. من مسئول بیچاره گی مامانش نیستم. آدم ها نقش هاشان را خودشان انتخاب می کنند. به من چه که مامانش خواسته نقش زن های خانه ی احمق ِ همیشه گریان ِ همیشه سازگار را انتخاب کند!  به من چه که هر بار این ها را چماق می کند توی سرم.... از همه شان متنفرم... واقعن متنفرم... من آدم حد وسط نیستم... یا زیاد دوست دارم.... یا بیزارم.... و الان بیزارم... بیزارم از پسره که دو سال از زندگیم را به گ///ا داد و تهش عرضه نداشت یک بار حتی یکی از هزآآآآر تا مشکل جدیمان را حل کند... که محض خاطر دو سال تحمل کردنم هم که شده حقم بود یک بار فقط کاری کند... که نکرد. که فکر می کرد فقط اینکه زیااااااد دوستم دارد بس است!... که حالا بهتر است برود بمیرد... و من ؟ ایمان دارم از پسره بهترم و حقم است روزی /جایی آدم بهتری داشته باشم توی زندگیم.

 

*رسول یونان

 

بعدتر نوشت: نت ندارممممم بچه ها!:((