نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
دنیا زشته. من/ما قشنگش می کنـ م/یم....
ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٢ : توسط : El

 

باید بیام تو بغلت.... یهویی... بعد هی بوست کنم... بازوهاتو ... سینه اتو.... بوت همه ش پر بشه تو مماخم و من همین طوری از اینکه صورتمو بمالم به خش خشی ِ صورت و گردنت کیف کنم.... تو ولی در مقابل بوسیدنای من هیچ عکس العملی نشون ندی... یواشکی لبخند کیف دار بزنی فقط! بعدش من باز به بوسیدنام ادامه بدم تا طاقتت تموم شه... با خنده بگی "نکن دختررررر! می خوای بهم تجاوز کنی؟؟؟" و بعد لبخند دار و آروم   لبامو پی بگیری....