نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
... تمام ِعمر شوخی نیست ...
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٦ : توسط : El

 

به اینکه بغضم از چی بود... به اینکه تو دلم چی نیست... تمام ِ عمر خندیدم... تمام ِعمر شوخی نیست...

 

صرفنظر از اینکه دلم دوست داره که به افتخار این آهنگ شکست عشقی بخوره(!)، میشه این چن تا جمله رو ازش بردارمو هزار بار گوش بدم... اصلن بی نیاز از کل آهنگ، شخصیتش مستقله... شخصیتش به دردمندی ِ زندگی منه... اینجاش که اوج می گیره "تمام عمر شوخی نیست..." مال ِ منه... مال همه ی این 16 سال... 16 سال از بیست و چهار سال خیلی عمره... تمامشه... شوخی هم نیست. من یه عالمه هم که بخندم 16 سال شوخی نمیشه/نیست. جدی تر ولی اینه که دیگه می دونم تموم شدنی در کار نیست... 16 میشه 17...18... 19... من هی می خندم و هی شونه هام بیشتر درد می گیره از این همه جدی... خستمه. همه ی زندگیمو خستمه...:(