نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
باید از همین تیکه ش یه فیلم کامل بسازن!
ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٠ : توسط : El


اونجاش که همه دارن فانوس می فرستن هوا واسه اونایی که مردن... مامانشون... باباشون... خواهرشون... اونجاش نه. اونجایی که دیمن میاد و مسخره شون می کنه که یه مشت بچه ن که دارن فانوس هوا می کنن هم نه. بعد اونجا که می ره خودش می شینه کنار قبر الاریک به حرف زدن با رفیقش... که میگه "آخرش وقتی کسی رو از دست می دی... همه ی شمع ها.... همه ی دعاها... نمی تونن این حقیقت رو عوض کنن که تنها چیزی که برات باقی مونده یه سوراخ و خلا بزرگ توی زندگیته... که قبلن یه نفر که بهش اهمیت می دادی اونو پر می کرده. و یه تیکه سنگ." اینجا هم نه. درست بعدش... بعدش که روح الاریک نشسته اون پشت و داره دیمن رو یه جور رفیقانه و دردمندانه ای تماشا می کنه و همون جوری که خاص رفاقت ِ مرداس بهش گوش میده...که اصن واسه همین مدل رفاقتای مردونه س که من دوستای آقا رو ترجیح میدم... انی وی همین جاش... همین جا که دیمن می گه you owe me big ! و من تو دلم می گم آره راس میگی! مدیونه که گذاشته رفته... و بعد الاریک که می مونه حرفای دیمن تموم شه و بعدش با حسرت میگه "آی میس یو توو بادی!" درست همین جاش من خراب می شم... واسه اینکه دیمن نمی بینه روحشو ... نمی شنوه... و من بلدم چه احتیاج داره بشنوه... چه لازمه اونجا که بدونه آدم ش که مرده/رفته دلتنگشه... اما نمی شنوه... نمی شنوه و مست و خسته و خراب از کنار قبرش پا میشه... همین جاش...

 

پی .اس1. هرکی ندونه گیلدا تو می دونی کجاشو می گم......

پی. اس2. دیشب می خواستم یه پستی بنویسم. بعد غمگین بود . فک کردم سارا ناراحت میشه بچه! الانم داشتم اینو می نوشتم باز گفتم تو دلم سارا ناراحت نشه یه وخ؟ بعد یهو لحن ِ فکرم شد لحن ِ فکرای مادرایی که مثلن بچه شونو می فرستن بره یه کشور دیگه پی ِ زنده گی... یا لحن ِ مردای خسته ی ناامید که می دونن اگه بخوان دختره شونو نگه دارن غمگین ترش می کنن و بهش می گن که بره و ازش قول می گیرن خوشبخت شه... فکرم با یه اینطور لحنی شروع به حرف زدن کرد که  باید به سارا بگه دیگه نیاد نت... باید واسه دختره آرزو کنه که اونقدری زندگی باشه تو دنیاش که وقت نکنه که زندگیشو بذاره زمین و بیاد اینجا... با لحن عزیز ِ پناهی اصلن اونجا که به آناش میگه : ورق بزن مرا و به آفتاب فردا بیندیش که برای تو طلوع می کند/ با سلام/ و عطر آویشن...! اوهوم... بچه م باید اینجا رو ورق بزنه و بره اون بیرون که زندگی هست... اون بیرون پی ِ سلام و آفتاب و عطر آویشن........:*