نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
یه گلایلم که تو این سرزمین شوم راهم به قبرو سنگ گرانیت می رسه...
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٥ : توسط : El

چند روز است گفته ام به خودم لال بنشین تا چیزی بهتر برای نوشتن پیدا کنی... چیزی گرم تر .... رنگی تر... هربار دلم خواسته بیایم باز یک غمگین ِ نفرت انگیز بنویسم... و هربار با خودم دعوا گرفته ام که خفه می شوی تا شادتری پیدا کنی...

و ...؟ و بالطبع پیدا نکرده ام!