نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
تو چقد خانومی :)
ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٦ : توسط : El

 

من دوسش دارم که می شینم تو ماشین بعد میگه این آهنگه رو شنیدی؟ همه شو انگار واسه تو خونده... بعد من اولش یادم نیاد آهنگه رو... بگم این کدومیه؟ بعد که شروع بشه  ذوقم اصلن تو دلم منفجر بشه... بعد باورم نیاد اینو می شنوه یاد من میفته و بگم این مال دختر بچه های گل فروش هستشا... بعد با از اون نگاه بابااونه هاش بگه نه مال توه... همه ش بهت میاد... واسه بچه مه... بعدم با لبخند با آهنگ تکرار کنه تو چقد خانومی...:) خب من کجا برم؟؟؟ وقتی حتی خودمم  وقتی این آهنگو شنیده بودم برعکس همیشه که خیلی قربون خودم می رم و به خودم آهنگ تقدیم می کنم نتونسته بودم به خودم تقدیمش کنم! آخه خب خیلی دیگه لِوِلِ خوبی و معصومیتش از من بالاتر بود. بعد برم کجا که این همه یکی منو خوب ببینه...؟؟ که بچه ش باشم اینقد... اونوقت همون جا تو ماشین پتانسیلشو داشتم برم تو سینه ش گوله بشم زار زار گریه کنم! بس که همه ش دختر گریه کنی شدم... الانم که دارم گوش می دم باز گریه م میاد... خیلی گریه مه... خیلی یعنی همه ش... خسته شدم... اه...

 

+حس مبهم/گوگوش