نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
 
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٤ : توسط : El

 

لازمم بود از این تریبون اعلام کنم که اگه یه روزی یه دختر داشته باشم دلم می خواد وقتی هم سن ِ منظر شد شبیه ش باشه... همین جوری راست... همین جوری روشن و تمیز.... همین جوری اسیر نشدنی... فکر می کنم اصلن اولین باره تو زندگیم که فهمیدم مهم ترین چیز واسم تو آدما اندازه راست بودنشونه... پی نبرده بودم به اهمیتش تا حالا! یعنی می دونستم مهمه خیلی اما نمی دونستم مهم ترینشه... الان ولی می دونم اولین چیزیه که به بچه م یادش میدم... مرسی منظر ؛-).... مرسی رفیق:*

 

پی.اس. فکر کنم کاملن الان تحت تاثیر آنت ِ جان ِ شیفته م که همه عمرش یه طور ِ بی خطایی مادر بود...!!