نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 

 

جنبه ی منفی این تابستان درک این نکته بود که شاید در لذت هفده ساله بودن، حتی توی پاریس، زیادی مبالغه شده. شاید آن تابستان به نوعی از باقی زندگی ام خبر می داد. شاید به یک هستی در تنهایی واقعی محکوم بودم که تنها لذتش نه در مصاحبت آدمیان که در همراهی نان های کروسان است.

 

عطرسنبل ، عطر کاج / فیروزه جزایری دوما


برچسب‌ها: از کتابام ، بلکه هم از ستاره هام!
+ تاريخ ۱۳٩٢/٢/۱٦ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ نويسنده El نظرات ()