نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
but ultimately, we only see what we want to see, when we're ready to see it
ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱ : توسط : El

من دلم از این رفاقت های "هاو آی مت یور مادر" ی می خواهد . یعنی همین حالا اگر قرار بود یک آرزویم برآورده شود همین را آرزو می کردم ! دنیا جای خیـــــــلی قشنگ تری می شد اگر از این رفیق ها داشتم ... (اسمایلی حسرت شدید!)
از اولین سیزنش تا به حال هزار بار بغض کرده ام بس که حسودیم شده به دوست بودنشان ... بس که کیفم آمده از این که چه همه رفیقند با هم ...(من هر وقت زیاد کیف کنم بغض می کنم !)
بعد یک جایی بود توی یکی از اپیزودهاش که عکس پستم از همین قسمت است ... از آن صحنه هایی ست که من عاشقش هستم .  
همان جایی که تد گفته بود :

"Kids, you can ask the universe for signs all you want, but ultimately, we only see what we want to see, when we're ready to see it."