نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
*
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٢ : توسط : El

 

و طوفان که فرو نشست، یادت نمی آید چی به سرت آمد و چطور زنده مانده ای. در حقیقت حتی مطمئن نخواهی شد که توفان واقعاً به سر رسیده. اما یک چیز مشخص است. از توفان که در آمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به توفان پا نهاده بودی. معنی این توفان همین است.

 

کافکا در کرانه/هاروکی موراکامی/ترجمه ی مهدی غبرائی