نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
جون به لب هام رسیده تا به کی در به دری...؟؟؟
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۳ : توسط : El

 

این از آهنگ گریه دارای زندگیمه. هم خودش خیلی غمگینه.. هم مامانم دوسش داشت. عروسی پسرعمه م واسه آهنگ تانگو انتخابش کرده بودن. بعد من تا شنیده بودم گفته بودم تو دلم هه! که آخه اصلن این چرا؟ این که این همه غم داره؟ دیوونن اینا؟! من که گریه م گرفته...عروس گریه ش نمی گیره چرا پس؟!  بعدش ولی الان اگه مجبورم کردن اطرافیانم که  عروسی بگیرم هیچ بعید نیس انتخابش کنم منم! البته یه آهنگ ابی هست که در اولویته که تازه فک کنم با اونم گریه م بگیره!! (تو پرانتز بگم که از عروسی گرفتن بدم میاد چون از عروسی به ویژه مدل ایرانی  بدم میاد. به نظرم پول هدر دادنه و واسه خودنماییه بیشتر. انی وی...) خلاصه خودمم میشم از اون عروس گریه ای ها که میک آپشونو خراب می کنن! آخه این آهنگه رو الان قشنگ می فهمم... می شنومش یاد وقتایی می افتم که بازوی پسره رو می چسبم جدیدن... یعنی تازگی این مدلی شدم که مثلن پیش هم نشستیم داریم حرف می زنیم بعد من دستمو محکم حلقه کردم دور بازوش... حواسمم نیستا... بای دیفالته... بعدش مثلن پسره وسط حرف زدن میگه ولم کن برم فلان خوردنیو بیارم برات. بعد من دلم نمی خواد ولش کنم. که می گم نه بمون حالا بعدن می ری. اونوخ پسره باباآنه میشه که تو چرا باز چسبیدی به من جوجه؟! ولم کن زود برمی گردم باباجان! بعدش من می بینم چه می ترسم. چه دلم می خواد بچسبم بهش. می ترسم بره. می ترسم بمیره. گاهی آرزو می کنم که میشد همه جا با هم بریم که اگه مردیم با هم بمیریم!  از بس هرچیز و هر کسی و هر جایی که دوس داشتم یه جایی ازم گرفته شده از داشتن و خوشحال بودن می ترسم... من همه ش دارم می ترسم. هربارم که رو خودم کار کردم که نترسم و نترسیدم هم... ازم گرفته شده... حالا در نظر بگیرین من به نظر خودم عاشق پسره نیستم اصلن. یعنی واسه دوس داشتن همچین کولی بازی ای در میارم من! من فقط می دونم که خسته م... که گریه دارم... که می خوام بچسبم به پسره و یکی بیاد مطمئنم کنه لااقل این دفعه رو اگه نترسم نمی بازم...:((

 

+ آهنگ...

 

+