نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
:)
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩ : توسط : El

 

این باوره... همین که من بی تردید خودمو تو این عکسه ببینم... این که تو جوری باهام رفتار کردی که دوتامون بدونیم این جوجه هه شکل منه که تو دل باباش قایم شده که کسی اذیتش نکنه... هرچقد لوس و عق دار... هرچقد غیر بزرگونه... منو ولی همین نگه می داره... همین که دوست پسرم اون قدری عاشقمه که یه بابا عاشق دخترش... همین که بلدی یه وقتا مث خانوما و بانوطور باهام رفتار کنی... یه وقتام جوجه ی تو جیب جا شدنیت باشم... که میشه با هم واسه عکس یه جوجه ی خر ِدر حال کیف کردن جوری ذوق کنیم که انگار واقعن منه...!!