نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 

از خودم متنفرم که اینقد داغون و استرسی شدم که هزار روزه دارم رو خودم کار می کنم که برم کلاس موسیقی اما از استرس نمیرم. که از جاهای جدید و آدمای جدید می ترسم. حتی گشتم یه استاد خانوم پیدا کنم چون پیش خانوما استرسم یه کم کمتره. اما پیدا نشد. حالا از یه طرف می خوام برم دنبالش که به خودم ثابت کنم می تونم. از اون طرفم تو وضعیت الانم اصلن تحمل استرس بیشترو ندارم. به طرز مسخره ای زندگیم پر از دو راهی هایی شده که هر دو راه به یه اندازه بدن!


برچسب‌ها:
+ تاريخ ۱۳٩٢/۸/٢٤ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ نويسنده El نظرات ()