نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
 
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٥ : توسط : El

*امروز یه روز خوب بود که توش یه سری اتفاقای بد افتاد. اما روز خوبی بود... بهتره اینجوری بهش نگه کنم! یه روز خوب می تونه چندتایی اتفاق بد داشته باشه و بازم یه روز خوب باشه...

 

*از مضرات یه وبلاگ نویس ِ غمگین بودن اینه که  هر بار نوشته های قدیمیتو می خونی فراوان احتمالش می ره از نو غمگین شی و گریه کنی حتی....

 

* ...