نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
پیوست ِ پست قبلی...
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ : توسط : El

 

سوکورو تازاکی در عمیق ترین نقطه ی جانش به درک رسید. درک ِ این که هیچ قلبی صرفاً به واسطه ی هماهنگی، با قلب دیگری وصل نیست؛ زخم است که قلب ها را عمیقاً به هم پیوند می دهد. پیوند درد با درد، شکنندگی با شکنندگی. تا صدای ضجه بلند نشود، سکوت معنی ندارد و تا خونی ریخته نشود، عفو معنی ندارد و تا از دل ضایعه ای بزرگ گذر نکنی، رضا و رضایت بی معنی است. هماهنگی واقعی در همین ها ریشه دارد.

 

سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش

هاروکی موراکامی/ترجمه ی امیر مهدی حقیقت