نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
.
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦ : توسط : El

 

سیس میگه تو بعد یه عمر مشاوره دادن به این و اون پیش بینی شخصیت ملت و آینده ی روابط و مشکلات مردم هیچ کاری واسه زندگی خودت نتونستی بکنی...! راس میگه... من می تونم همه چی رو آنالایز کنم! می تونم کیفیت روابط آدما رو با ضریب خطای پایین پیش بینی کنم... حتی یه مجموعه دوستای دختر و پسر سیس هستن که من بینشون معروف شدم تو این زمینه!:ی اوایل برام شبیه بازی بود! یه جور مسابقه ی پیشگویی... بعد وقتی درست پیش بینی می کردم حس برنده شدن می کردم! الان ولی می بینم من واقعن از تحلیل اتفاقا و آدما و رابطه ها لذت می برم... من حتی مطمئنم خودمو هم درست تحلیل می کنم! دلیل رفتارامو... حتی عقده هامو... من می تونم همه چیو از ته مغزم بکشم بیرون و بذارم جلو چشمام... می تونم همه ی پیچیدگی های مغزمو شفاف سازی کنم! اما در مورد خودم این بیفایده ترین کار دنیاس! چون در نهایت نمی تونم تصمیم بگیرم که چی کار کنم؟! من فقط می تونم چرایی رفتارامو پیدا کنم... اما نمی تونم چیزی رو فیکس کنم! واقعن و عمیقن دلم می خواست اعصابشو داشتم برم روانشناسی بخونم... فک می کنم در این صورت می تونستم خودمو نجات بدم ! و شاید بعدش می تونستم آدمای دیگه ای رو هم که مث منن نجات بدم... کاش اینقدر از درس و دانشگاه متنفر نبودم... ولی واقعن متنفرم! و متاسفانه فکر هم نمی کنم یه رشته ای که به نظرم جالبه هم بتونه از نفرت داشتنم کم کنه.... و این موضوع واقعن غصه دارم می کنه!