نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
.
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱ : توسط : El

باید می شد که بخوابم. بخوابم و یه وقت دیگه بیدار شم... وقتی که همه چیز لااقل یه کم بهتر می شد... یه کم ساده تر.... حل شدنی تر... اصلن باید تو دنیایی بیدار می شدم که تا حالت چند ساعت خوب میشه یه اتفاق بد تازه نیفته.... و توش آدم اونقدر خسته نباشه که حتی جونش نکشه که نوشتن پستی رو که شروع کرده تموم کنه....!