نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
.
ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٢ : توسط : El

 

*یه اتفاق بدی تو ذهنم افتاده! این که زیادی به هیکل و چاقی و لاغری توجه می کنم! نه فقط در مورد خودم .... در مورد بقیه هم. یعنی مثلن وقتی می بینم یکی چاقه(چاق ِ واقعی منظورمه. نه اندام معمولی یا یه کم تپل) بعد هی گیر ِ صورتشه... دماغ عمل می کنه/مژه می کاره و الخ ... اولین چیزی که به فکرم میاد اینه که یعنی بهتر نیس به جای این کارا بره ورزش کنه و رژیم بگیره! بعد هرچقدر با خودم صحبت می کنم که با هیکل ملت چی کار داری؟ شاید اصن طرف اینجوری راضی و خوشحاله... شاید فک می کنه تپل بودن قشنگه و تو نباید هیکل کسی رو قضاوت کنی اما باز این اولین چیزیه که در مورد خیلی ها نظرمو جلب می کنه... یه جوری برام یه قانون شده که همه باید اندام مناسب داشته باشن و اگه ندارن باید براش تلاش کنن!  این همه اهمیت دادن به فرم بدن داره عصبیم می کنه!:|

 

*این واقعیتیه که جدیدن بهم ثابت شده. آدم از نظری که بقیه نسبت بهش دارن ناراحت نمی شه مگر اینکه در ناخودآگاهش، خودش هم همون نظر رو نسبت به خودش داشته باشه. مثلن فلانی به ما بگه بی عرضه یا لوس یا هرچی... یا حتی به زبون نیاره و ما از رو رفتارش فکر کنیم که نظرش اینه... این موضوع ما رو اذیت نخواهد کرد مگر اینکه در یه جایی از ذهنمون خودمون رو یه آدم لوس و بی عرضه و الخ بدونیم... حتی اگه بخوایم در خودآگاهمون انکارش کنیم.

 

* شیوا کجاییییییییییییییی؟