نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
Acılarımız tarih kadar eski______________
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱٠ : توسط : El

چیزی که داره خفه‌م می کنه زندگی‌ای نیست که کردم... که همه‌ی زندگی‌هاییه که نکردم.
و متاسفم... و شرمنده م... از خودم از همه... از اینکه هنوز اینجا می نویسم شرمنده م... شرمنده م که فکر می کنم اونقدری ضعیفم که دیگه امیدوار نیستم... که دیگه چیزیو باور ندارم... شرمنده م که دیگه حتی ازم برنمیاد منتظر باشم خوب بشه/بشم...

*دوست دارم معنی تیترو حتمن بنویسم: قدمت دردهایمان به درازای تاریخ است...
http://s3.picofile.com/file/7638176020/Sezen_Aksu_Gidiyorum_wWw_MiD_aZ.mp3.html