نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
منو از سرما نترسون...توی چله ی زمستون ...
ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٤ : توسط : El

جمع کنیم بریم بلاگفا ! هر چند وقت یه باردقیقاً سی ثانیه پرشین کار می کنه ! تایم گرفتما! همین جوری رو هوا نمیگم !!!


پیوستـ...: عصبانی و افسرده که باشم می روم از توی فولدرهام خرت و پرت ها را پاک می کنم. لازمه اش این است که حتماً عصبانی و خیلی افسرده باشم که مغزم حوصله ی سبک سنگین کردن نداشته باشد! عصبانی که نیستم همه چیز به نظرم به درد می خورد... دلم نمی آید چیزی را ریموو کنم! فکر می کنم گیرم که صد سال به درد نخورده... شاید توی صد سال ِ بعدی به درد خورد خب...! بعد امشب عصبانی و اینها که بودم خیلی الکی این آهنگ پیوست را پیدا کردم توی فولدر "آهنگ چرتا" ... !!! اصلن هم نمی دانم آن جا چه می کرد ... بعد همین طوری بی مکث گذاشته امش پلی شود ... و آرزو می کنم کاش شکست عشقی خورده بودم! آدم اینطور شکستی که می خورد می تواند بی عذاب وجدان زندگیش را به گ.ا بدهد...! بعد اساساً هیچ کاری جز غرق شدن توی خاطره هاش ندارد... اصلن شغل ِ خودش می داند که فقط سوگواری کند برای عشق رفته اش... آن قدر هم این غصه اش را بزرگ و عمیق می داند که بقیه ی غصه ها هیچ به چشمش نمی آیند... بعد کلن فکر می کند آخر دنیاس... دنیا که "او" نداشته باشد یعنی "ته"... یک عالمه روز که جلوی آدم باشد... یک عالمه فردا... که توی هیچ کدامشان دیگر نشود لمسش کنی حتی، یعنی مجازی که دنیا را بگذاری برود تعطیلات و فقط  خودت را با روزهای رفته شکنجه کنی...! آن وقت خیلی سارررری هستم که هرکسی فقط یک بار می شود واقعن شکست بخورد... و من یک فرصتم را سوزانده ام به قول مهفا...!
بعد بسیار متعجبم که چطور فکر می کردم شکست عشقی بدترین نوع غصه هاست...! اتفاقن خیلی هم خوب است... چون یک طوری همه چیز را تحت الشعاع قرار می دهد که آدم مشکلش فقط می شود همان نبودنِ "او"... نه این طوری که آدم هزار تا بدبختی دارد بعد هیچکس هم نمی فهمد که چطور آدم دارد به گ.ا می رود که...  والا!

 

پیوستـ ...تر :


 

&

 

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://my--immortal.persiangig.com/audio/Binaam__Nazanin_128.mp3

 

زود زودی... دیر دیرم... من یه آواز اسیرم... اسیر این شب پیرم...

خیسم از حضور بارون ... منو از سرما نترسون... توی چلهٔ ی زمستون...

نگو رویای محالی...نازنین جای تو خالی‌... نازنین جای تو خالی‌....

بی‌تو گریون با تو شادم... ای علاقهٔ ی دمادم...بگو میرسی‌ به دادم....

وقتی‌ بودی زنده بودم...دل‌ ازینجا کنده بودم....مثل یه پرنده بودم...

حالا تو شکسته بالی...نازنین جای تو خالی‌...نازنین جای تو خالی‌...

لحطه ی تحویل سالی...نازنین جای تو خالی‌...نازنین جای تو خالی...

زیر ضربه‌های رگبار...تشنه ام تشنه دیدار...منو به خاطره نسپار...

رقص ناب برگ زردی...یه شهاب شبنوردی...خواب دیدم که برمیگردی...

توی کنج خوش خیالی...نازنین جای تو خالی‌...نازنین جای تو خالی‌...

تو مثه ماه هلالی...نازنین جای تو خالی‌...نازنین جای تو خالی...