نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
√ پنجاه و پنج ُم .
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ : توسط : El


نمی فهمم چرا توی بلاگفا نوشتن با توی پرشین نوشتن این همه فرق دارد! اصلن چیزهایی که دوس دارم اینجا بنویسم فرق می کند با چیزی که دلم می خواهد آن جا بنویسم! پرشین یک طور ماهیت شوخ و شنگی دارد برای من! اینجا نوشته های آدم شبیه دختری می شود که دارد توی خیابان یک بستنی قیفی بزرگ لیس می زند...! اما توی بلاگفا که می نویسم نوشته هام تبدیل به زنی می شوند که سیگار به دست توی یک عصر پاییزی پشت یک میز چوبی نشسته و بخار قهوه اش را بو می کند... اینکه چطور کجا نوشتن می شود شخصیت بدهد به نوشته های آدم را درک نمی کنم...!

بعد نوشت : با این قالب راحت نیستم . حوصله هم ندارم عوضش کنم! شبیه مال ساراست ... بعد احساس می کنم قانون کپی رایت رو رعایت نکردم! معذبم!:ی

بعدتر نوشت : یه دغدغه ای دارم! یه ماهی میشه! نمی دونم چطوری جاهایی که دوست دارمو تو کتابام علامت بزنم...! نت برداری می کردم همیشه... یه ماهه به دلم نمی چسبه... خط های کتابمم اگه بخوام لایت کنم کتابم خراب میشه... خب چه راه دیگه ای هست الان؟! واقعن شماها دلتون میاد کتاباتونو علامت بزنین ؟!

پیوستـ... : هنوز صدای محزون ِ پست ِ قبل ... هنوز : راستی خبرت بدهم.............