نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
آخرین چهارشنبه، آخرهای اردی بهشت بود . گریه نکن ری را...! :((
ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ : توسط : El

 

توی وبلاگ قبلیم نوشته بودم از آخرین چهارشنبه ... از بوی چای و کلوچه ی استاد... و از من... که چه دلم خواسته بود بغلش کنم... که نکرده بودم .

 

گریه نکن ری را !
راهمان دور و دلمان کنار همین گریستن است
دوباره اردی بهشت به دیدنت می آیم....

 

پیوستـ ... :

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://my--immortal.persiangig.com/audio/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%20%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA....wma