نوشتن ؛ همین و تمام .

تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... !
 
ما همونیم که می تونیم خورشید و با دست بگیریم ...
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤ : توسط : El


 بی خیال ِ "تلخ" که طعم ِ غالب ِ دنیاست ...  بی خیال ِ تمام ِ خاکستری های تاریک و سیاه های محض... دنیا را می گذارم همین بماند که از من از نو ساختنش بر نمی آید... من فقط خانه ام را می سازم .... شلوغ می سازمش... رنگی پنگی می سازمش... من خانه ام را خوشبو می سازم ... توی خانه ام "دیروز" نداریم... و "فردا" فقط  یک حجم بزرگ و تمیز و سپید ِ نور است که بی شک صبح از پنجره خواهد تابید...
همین... به جای یک نقطه، سه تا نقطه می گذاریم... این پست قرار نیست تمام شود(!)...