تولدت مبارک همسایه ی همیشه...

 

 

 

 

 

خیلی فکر کردم کدوم عکسو بذارم و چون طبق معمول با انتخاب کردن مشکل داشتم دوتاشو گذاشتم... البته لازم به ذکره که اولی بیشتر منو یاد خودمون مینداخت!

دلم می خواد  یه روز ِزود دوتا خونه ی دنج تو یه خیابون دنج داشته باشیم... تو ولی بی اون دوتا خونه هم همسایه ی منی... می دونم باید روز تولد حرفای بدون غصه زد! اما آدمای خوشحال هرچقد که بشه همسایه بشن آدمای هم غصه همسایه ترن... و تو کاش تا الان دونسته باشی که چقدر همسایه ی منی سارا... و کاش تر دوتا همسایه ی هم غصه ی  خوشحال بشیم یه روز...

 

/ 7 نظر / 15 بازدید
سارا

الاهه...الاااااهه خب من الان چی بگگم...اخه چی بگم چه طوری بگم که معلوم بشه چقدر الان خوشحالم و چقدر حالممو خوب کردی و چقدر اره تو همسایه ی منی.بس که بیشتر وقتا حتی تو دلم دارم باهات حرف میزنم

سارا

الاهه...الاااااهه خب من الان چی بگگم...اخه چی بگم چه طوری بگم که معلوم بشه چقدر الان خوشحالم و چقدر حالممو خوب کردی و چقدر اره تو همسایه ی منی.بس که بیشتر وقتا حتی تو دلم دارم باهات حرف میزنم

سارا

ازینکه هستی و دارمت اندازه ی یه دنیا خوشحالللم خیلی خوشحالم. الانم عین چی دارم عر میزنم و اشکام میپاشه بیرون از چشمم

سارا

عاشق این عکسام.واقعا دوست داشتم همین جوری نزدیکم بودی . با هم غصه میخوردیم باهم هم از غصه در میومدیم

گیلدا

عزیزم... چقدر این قشنگ و عالی بود.. آدمای هم غصه هم سایه ترن ..آره واقعن

محمد

تو که معرفت نداشتی تا تهش بمونی... پس زودتر برو... برو بذار تنها بمیرم... هیس!!! چیزی نگو... نمی خوام این دم آخری صداتو بشنوم... همون سکوت همیشگی از همه چی بهتره...