باید هر شب یه خط بنویسم یه جا...

 

*هی تو سرم تکرار میشه "گتسبی به چراغ ِ سبز ایمان داشت..." و نمی تونم بفهمم این خوبه یا بد(؟!) وقتی تهش همیشه اون چیزی میشه که نباید....!

*قرمز هیچوقت رنگ مورد علاقه م نبوده . الان می خوامش اما. چون فکر می کنم چشمم بهش احتیاج داره الان... دلم یه پیرهن قرمز می خواد... یا یه ساعت با بند قرمز مثلن...

 

/ 5 نظر / 15 بازدید
*ناتالی

این تکرار خوبه، توی وجودت با همه ی سختی های بیرونیت هنوز به یک روشنایی امید هست. و من باور دارم همین امید به روشنایی درون راه رو هم برات روشن میکنه[لبخند]

ادیسه

دلم برات تنگ شده " اِل". . . [بغل]

جولیت

برای کرگدنه دلم سوخت [ناراحت]

فرشته

عکس جالبی بود... با احترام دعوتی به وبلاگم...