به پاسداشتِ کلکسیون نوبلت ها...کافی میکس های داغ...واستخوان هایی که درد می کنند

 

"  مری عزیز ,
در ضمیمه ی نامه برات کلکسیون کامل نوبلت ها رو فرستادم . به عنوان یه نشونه که تو رو بخشیدم . تو رو به این خاطر میبخشم چون کامل نیستی .تو هم ناکاملی ! مثل من ! تمام انسان ها ناکامل هستند .
وقتی جوون بودم دوست داشتم هر کس دیگه ای باشم جز خودم . دکتر هازلهاف گفت اگه توی جزیره وسط دریا بودم مجبور میشدم به همنشینی با خودم عادت کنم . فقط خودم و نارگیل ها !
اون گفت باید با خودم کنار بیام . با تمام عیب و نقص ها . ما خودمون نیستیم که عیب و نقص رو انتخاب میکنیم . اونا بخشی از وجود ما هستن و باید باهاشون کنار بیایم .
اگرچه میتونیم دوستامونو انتخاب کنیم . و من خوشحالم که تو رو انتخاب کردم ...
دکتر هازلهاف یه چیز دیگه هم میگه . اینکه زندگی هرکس مث یه راه بی انتهاست ... بعضی هاشون صاف و آسفالت شده هستن و بعضی شون مث مال من , پر از شکاف و پوست موز و ته سیگارن ! راه تو هم احتمالا مث راه منه ! البته با شکافهای کمتر .
امیدوارم یه روزی راه ما به همدیگه برسه ... و بتونیم با هم یه شیر ِ غلیظ ِ شیرین بخوریم ! ...

تو بهترین دوست منی
تو تنها دوست منی

دوست نامه نویس تو در آمریکا
مکس  جری  هارویتز  "


/ 9 نظر / 35 بازدید
سارا

من بدون استثنا همه ی پستایی که از تو خوندمو یادمه.اینم خوب یادمه.خوب هم یادمه که چقفدر خوشم اومده بود که رفته دمبال مری مکس

محدثه

جورِ عمیق و دردناکی دوست داشتنیه این... بنظرم دیدنش یه ضرورته!

سارا

من اون یکی وبلاگتم خیلی دوست داشتم.اون یکی قبلی رم دوست داتم که قالبش یه دختر محوی بود...بعد یتادمه موهای کوتاه سیاه داشت.کلا من نوشتنتو دوس دااااارم

elpida

ال عاشق اینجاشم که میگه:...ما خودمون نیستیم که عیب و نقص رو انتخاب میکنیم . اونا بخشی از وجود ما هستن و باید باهاشون کنار بیایم . اگرچه میتونیم دوستامونو انتخاب کنیم . و من خوشحالم که تو رو انتخاب کردم ...

ویو

من اونا رو نمیخونم دیگه . مال خودمو . مال تو رو . غصه م میشه نمیدونم چرا . خیلی چیزا گذشته . دلم میخاد همونجا بذارم بمونه . یا خیلی خیلی خیلی بعدتر برگردم بهشون . شاید عادی بشن .

ویو

بعد این مری مکسو را که خیلی دوس دارم ولی بیشتر اینو دوس دارم : به پاسداشت کافی میکس های داغ ..... و استخوان هایی که درد میکنند ...... . خودش یه عمره انگار .

////

[گل]هــی

. . .

بگو که توام مثل من و اون شخص وبلاگ نویسی که حدود نمیدونم چند ده دقیقه ی پیش دیدم وبلاگشو این انیمیشن رو چندین بار دیدی و به قول اون و خودم چندین بار دیگه هم دوست داری ببنییش... ویو منظورت همون نوستالوژیهای لنتیه ؟ خودت چی الی؟توام که عادت کردی به غمگین بودن . . .