ما غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم...باید هم کابوس می دیدیم!*


از پسره  بیزارم. بعدتر از دوسال که مانده بودم... که با بی اف های دوست هام فرق داشت... که تا اعتراض می کردم به شرایط مسخره مان شروع می کرد از بدبختی های بی شمارش گفتن ... حق ِ من بود که یک بار کوتاه نیایم... یک بار انتظارم بود برای نجات رابطه مان کاری کند... حتی سخت. اصلن می دانید؟ من آدم مشکل داری هستم! مشکلم این است که احتیاج به ساپورت شدن دارم... اصلن من دختر لوس و ننری هستم... می دانم باید این خصوصیت را تغییر دهم. فعلن که نداده ام ولی. و احتیاج داشتم پسره یک بار درست و حسابی بهم ثابت کند توی مسائل جدی عرضه ی ساپورت کردن و درست کردن ِ همه چیز را دارد. که نداشت. ندارد. دو سال است که ندارد... که دو سال هی با آویزان شدن به بیچاره گی هاش از خودش دفاع کرده!!! که احمقانه است. چون اگر بیچاره گی وسیله ی دفاع باشد من یک عالمه بیشتر بیچاره گی دارم... که مثلن فقط کافیست بنشینم برای پسره از کابوس هایی که اغلب شب ها می بینم درست و حسابی تعریف کنم... یعنی نه که بدبختیم این باشدها... می خواهم بگویم از ساده ترین حق های آدم خواب راحت است! من همین را ندارم حتی.... به واسطه ی بی چاره گی هایی که تا بمیرم کش خواهد آمد...! یا به عبارتی کش خواهد آمد تا بُکُشدم! خب این وسط من مسئول اینکه بابای پسره یک آدم ت/خ/می بی مسئولیت است نیستم. من مسئول بیچاره گی مامانش نیستم. آدم ها نقش هاشان را خودشان انتخاب می کنند. به من چه که مامانش خواسته نقش زن های خانه ی احمق ِ همیشه گریان ِ همیشه سازگار را انتخاب کند!  به من چه که هر بار این ها را چماق می کند توی سرم.... از همه شان متنفرم... واقعن متنفرم... من آدم حد وسط نیستم... یا زیاد دوست دارم.... یا بیزارم.... و الان بیزارم... بیزارم از پسره که دو سال از زندگیم را به گ///ا داد و تهش عرضه نداشت یک بار حتی یکی از هزآآآآر تا مشکل جدیمان را حل کند... که محض خاطر دو سال تحمل کردنم هم که شده حقم بود یک بار فقط کاری کند... که نکرد. که فکر می کرد فقط اینکه زیااااااد دوستم دارد بس است!... که حالا بهتر است برود بمیرد... و من ؟ ایمان دارم از پسره بهترم و حقم است روزی /جایی آدم بهتری داشته باشم توی زندگیم.

 

*رسول یونان

 

بعدتر نوشت: نت ندارممممم بچه ها!:((

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

اینکه بهترین کی قرار بیاد کسی نمیدونه ! باید انقدر بیان و برن تا بهترینشون خودشو نشون بده . واسه من که اینجوری . درسته اوضاع زیادی خوب نیست ولی بهتر از خیلی چیزاست . شاید دلت رو زده باشه . نمیدونم هرجورکه خودت دوست داری . زندگی خودته

بالالایکا

الی قات زدی ، بد !!! باید یه مدتی از هم دور باشین . ولی باور کن اونهم تقصیری نداره . بعضی پدر مادرا بجای اینکه دست بچه شون رو بگیرم ، پاش رو میگیرن !! و باعث میشن وابمونه تو زندگی . تو گناهی نکردی ولی اونم بی تقصیره . این جبر زندگیه که موقع تولد از دل کی بیرون میایم . آره تو حقت بهترینهاست ولی ممکنه اون بهترینه ، احساسی رو که آقای او به تو میداد بهت نده . اشتباه نکن . منظورم عشق اون به تو نیست . حسیه که خودت بهش داشتی و حالا زیر لفاف تنفر میخوای انکارش کنی . اگه برای چون من و تویی اینقدر راحت بود که دیگه چه غمی داشتیم ؟ به خودت و اون فرصت بده . برای این فرصت لازم نیست باهاش در ارتباط باشی . حداقلش اینه که میفهمی پالهنگ هر کدومتون چقدر آب ور میداره (گنجایش داره ) . پیگیرتونم.

مهتاب

همه پسرا شبیه همن . می گن دوست دارن ولی حاضر نیستن کاری بکنن . یا ثابت کنن . اه . گندشون بزنه . آدم باید بگرده دنبال کسی که شبیه خودش باشه

ژاڪـلـیـטּ

اووووووووه الی ... یادِ خودم انداختی تو منو / با پسری ک ادعا میکرد جونش رو برام میذاره / اما ححتی عرضه نداشت از پسِ باباش بربیاد / منم از آدمایِ بی عرضه بدم میاد / دوس داشتنِ تنها فایده نداره / باید دستی تکون داد / من ک بهم زدم الانم خیلی راضیَ م / چون مطمئنأ اگه خوشبخت نشم بدبخت هم نمیشم (!)

little idealist

ساپوزت شدن توقع زیادی نیست...چیزیه ک ما هممون از طرفمون انتظار داریم... وصلش کن زود ب زود بیا دلم تنگ میشه همشش:*:(

رئا

درگیر آدمهاش، مجسمه هاش ...

مینا

چقدر بدِ حد وسط نداشتن :( منم به شدت این جوری ام حس می کنم خیلی ویژگیِ بدیِ که دارم :(

مینا

همه آدم ها حق این که خوشبخت باشن رو دارن عزیزم:)

Mahya

خیلی موافقم خب باید یه جا یه کاری بکنه که خودشو به تو ثابت کنه دوس داشتن خالیو باید گذاشت در ِ کوزه!!! بانو تصمیم خوبی گرفتی فک میکنم!

intus et in cute

هی اومدم پست قبلی رو خوندم .. نظرات رو بسته بودی . دوس ندارم واسه پستایی که نظراتش بسته س حرفی بزنم .. ولی این پستم مرتبط بود . میدونی .. اولش جا خوردم . خیلی جا خودم .. میخواستم بپرم بگم الهه .. یادته ؟ یادته گفتی هیچ کس اندازه ی اون نمیتونه لوست کنه ؟ یادته گفتم منم توی لوسی های اون روزا انگار جا موندم . دیگه هیچ کس نمیتونه ... میخواستم بگم عجول نباش یکم مهلت بده .. تا رسیدم به اونجا که گفتی اونقدر پرو که این صبر کردنا رو عادی میدونه .. اینجا تحسینت کردم .. اینجا گفتم چقدر خوب که میدونه از یه رابطه چی میخواد .. چقدر خوب که قدر خودشو میدونه . مثه من همیشه کوتاه نمیاد .. همیشه سرشو نمیندازه پایین و تحمل کنه .. مثه من نیست .. اینجا تحسینت کردم . ولی کاشکی .. کاشکی تو بعد از اون با کسی باشی که هی مدام لوس کردنای اونو دلت نخواد .. هی مدام دستاشو بهونه نکنی .. چقدر خوب که قدر خودتو میدونی دختر .. چقدر خوب که مثه من تو سری خور رابطه ها نیسی .. که هنوز بعد از سه سال لبخند میزنم که انگار همه چیز طبیعیه .. همه چیز باب میلمه و من راضی ام ..