خودت به من بگو بهشت ِ تو کجای این همه جهنمه...؟؟؟

 

*برای اولین بار تو زندگیم دلم خواسته مامان جوونِ یه دختر تینیجر باشم. مامان یه دختری که مال خودم باشه و علیرغم همه ی کله شقی های و پناهانکاری های اون سن دوسم داشته باشه. می دونم هیچ وقت نمیشه. چون من تا سی و چند سالگی نمی خوام بچه داشته باشم و از اون به بعدم که دیگه دیره و مامان جوونی نمیشم و در نتیجه احتمالش زیاده کلن بی خیال بچه بشم.

*دوس دارم یه ساز یاد بگیرم. ترجیحن ویولن. ولی فکر می کنم هم هزینه ی کلاسشو ندارم و هم دیر شده الان دیگه تو این سن. نمی تونم تصمیم بگیرم برم دنبالش یا نه.

* من از تصور نبودنت... رو شونه ی تو گریه می کنم..............
مال منه! من ِ همیشه در حال ترسیدن... ترسیدن از از دست دادن همین آدمای کم ِ مونده ش....

 

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویو

منم ویولن میخام :| یا پیانو یا سنتور . یه سازی میخوام . بعد همون که دیره . وقت ندارم !! اهنگه رم خیلی دوس دارم . همین که رو شونه ی تو گریه میکنم . ته یه سریالی پخش میشد تو ماه رمضون . بعد همیشه اخرشو میگرفتم که تموم بشه اهنگشو گوش کنم . الان یه مدت بود رهاش کرده بودم ادوباره یادم انداختی !

ماهتاب

سلام الهه جون چرا نمیتونی برای بچه دار شدن تصمیم بگیری هرچی زودتر بچه دار بشی بهتره ... هم حوصله ات بیشتره ..... هم اینکه اختلاف سنیت با بچه ات کم میشه و برای هم دوستای خوبی میشین..... خیلی خیلی خوبه اگه من زود ازدواج میکردم ... سریع بچه دار میشدم.... در ضمن هیچ وقت برای یادگیری دیر نیست از همین الان شروع کن منم میخوام برم کلاس گیتار.... امیدوارم هر دومون موفق باشیم..... از آشناییت خوشحالم......[قلب]

بالالایکا

وووووی !! اینجا چقدر قشنگ شده ؟؟ بی خبر کاغذ دیواری کردی ؟ دیگه هر وخ خواستم آرامش بگیرم یه هفته میام خونه ات تمدد اعصاب ! ضمنا ، خانومهای زمان بچه گی من همه شون همین شکلی بودن . منم میخواستم بزرگ شدم همینجوری چیتان پیتان کنم و عین بانو و سگ ملوس چخوف برم بیرون ! ولی نشد . راستی تفو سگمون خیلی بزرگ شده ، ترغیبم کردی توی پسا فردا به یه بهونه ای عکسشو بذارم ... بگردم یه بهومه ای جور کنم الی ...

سپیده

بانو نکنه سخت مشغول ویولن هستی؟

Manzar

ال یک چیزی بگم؟من به این قسمتِ آهنگِ احسان که میرسم یاد تو می افتم همیشه.. +آپت به منم کمک کرد.. چون فکر میکنم دیر شده .. حرفه ای هاش از کودکی موسیقی میزدند ولی خب کامنتات خوب بود ویالن از نوعه سل اش رو دوس دارم شروع کنم..

آرش

ویولن رو کلا از کله ت بیرون کن که خیلی دیره و انگشتات کاملا خشک شده ! رو یه ساز ضربی یا تاری فکر کن

آیسن

*رویای قشنگیه! *منم دوس دارم یاد بگیرم البته چندسال دیگه!که اونموقع میشم هم سن شما!وقتی من دارم واسه اونموقع برنامه می چینم فک نمی کنم خیلی ام دیر باشه! +منم همیشه از از دست دادن عزیزام می ترسم...بیشتر از هرچیز دیگه ای!

گل بانو

چه کم مینویسی دختر

بهار

من الان مامان یه دختر 17 ساله ام ، خیلی دوستم داره و خیلی هم دوستش دارم ، پیانو هم میزنه دخترکم... یه وقتایی هم دعوا می کنیم بدرقم ...