√ سی و نه ُم .

میگه : بریم یه جا دیگه بنویسیم ، آدرسشم به هیشکی ندیم .
بعد به خودم میگم : از یه جای دیگه تر اومدیم یه جای دیگه ... از اون یه جای دیگه اومدیم اینجا ... از اینجام بریم یه جای دیگه ...؟
بعد که چی خُ ؟! دور ِ تسلسله که... !
دوباره میگه : پس بیا یه وبلاگ دیگه درست کنیم ... بعد توو هر دوتا بنویسیم ...
دوباره با خودم مذاکره می کنم که تو که آدم ِ هندل کردن ِ دو تا چیز با هم که نیستی که بچه ! ...
آخه آدم یواشیم بس .. همیشه عقبم .... همیشه دیرمه ... هی نمی رسم ... تمرکزم که رو بیشتر از یه چیز باشه رسماً تعطیل میشم دیگه !
قشنگ با خودم راجع به همه ی این مسائل ِ مستدل صحبت می کنم ... "خودم" خیلی جدی و منطقی گوش می کنه ... ساکت ... هیچی هم نمی گه ... حرفام که تموم میشه بازم هیچی نمی گه ... صبر می کنه . بعد یهو بی مقدمه میگه : خب بیا بریم یه جا دیگه بنویسیم ، آدرسشم به هیشکی ندیم دیگه ...!

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

بعد میدانی الهه ؟ هیچ رابطه ای اون طور نیست که ادم فکر میکند . بدون تاکید روی هیچ باهات موافقم . ولی راستش قسمت هیجان انگیز رابطه شاید همین موضوع باشه . هیجان انگیز که میگم شامل غم انگیز هم میشه . شامل شادی انگیز هم میشه . شامل همه چی میشه !

یهدا

هر جا بری روی سنگم شده....ببخشید زیر سنگم شده پیدات میکنیم....گروه حفاری دوستان....روی دوستان تاکید شده...[زبان]

مهدی

اوکی . یعنی مثلن یادت نمیاد یه وقتی یکی رو دوس داشتی و فکر میکردی اون همچین حسی بهت نداره ولی بعدن فهمیدی که اشتباه میکردی ؟

م.ف.

آدمِ رفتن که باشیا...هر چه قدرم با خودت مستدل صحبت کنی...یه روز صبح میبینی چمدونت دمِ درِ...

م.ف.

من یه سوال فقط؟؟:اینجا چرا سی و نهُ مِ...تو گودر چهل و سه؟؟

ژولیت

یعنی میخوای بری از اینجا؟ [سوال]

مریم بانو :)

خب حالا آدرسشو به بعضی ها بدید ! مثلا من [نیشخند]

sara

خودت خیلی نامرده[ناراحت]