*

 

غم همه ی عالم را تو سینه ی من جا داده بودند، به جای هوا انگار سرب می بلعیدم، گفتم: "نمی دانم چرا یکهو دلم گرفت." و مگر نمی شود آدم در کودکی یاد سال های بعد بیفتد؟

 

سالِ بلوا / عباس معروفی

/ 4 نظر / 7 بازدید
یک جراح

همین الان حس کردم که واجبه من این کتاب رو بخونم...! سر ِ فرصت... :)

نگین

من عاشقِ این کتابَم :) کلا کتابای معروفی خیلی خوبه . خیلی!