آخ :((

 

سالی پیش از این که بمیرد گفتمش  "دا" بیا بریم  تو پارک کنار رود خونه بشینیم  خُلقت باز بشه . گفت ای دا !  کجا برُم که دلم را با خودم نبرده  باشم....

 

 

از اینجا .... http://parandnilgoon.persianblog.ir/post/27/



/ 2 نظر / 16 بازدید
میرا

هیهات....چقدر غمگین و زیبا...

محمدالف

Eiعزیز سلام: امروز تصادفا" صفحه ی تو را دیدم هم ساده و صمیمی بود هم زیبا و صادقانه ... [گل] باز هم به من سر بزن نظر بده .آون آخ هم به دلم نشست .شادی و سلامت برایت آرزو میکنم