خب آدم هیچ وقت فکرشو نمی کنه یه روزی هم بیاد تو زندگیش که اونقدر دلش واسه نوشتن تنگ شه و نوشتنش نیاد که بشینه نوشته های قدیمیشو بخونه! اونم تو شرایطی که از اون دسته از آدما باشی که از بازخونی ِ خودشون بدشون میاد!

/ 9 نظر / 17 بازدید
مرجانی

سلام.برگرد به خودت به نوشتن.

نسیم

من وقتی نوشته های قدیمی مو میخونم خیلی گریه م میگیره.البته این کارو دوس دارم... خیلی دلم برات تنگ شده بود الهه :***

saba

ولی من همیشه میخونمت تحت هر شرایطی خوبی الهه ؟

myslef

دخترشم...دخترش بودم...

یک جراح

سال ِ نو مبارک الهه ی عزیزم...:) [گل]

ماهبان

اول جمله ی بالای صفحه ت : تو چقدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چقدر هیچ وقت نگفته بودم ... ! بعد هم پست آن بالا. میتوانم بگویم "منم.منم" ؟ و بعدش باید آه بکشیم.