آتشی در سینه دارم جاودانی ... و الخ ...! *

ضعیف شدم. با یه تعریف تازه از ضعف! اینکه تحمل شنیدن هیچ آهنگی رو ندارم. اینکه آهنگ گریز شدم و ماه هاست که به ندرت آهنگی گوش کردم. اینکه هر آهنگی منو به گریه میندازه و من برای گریه کردن خسته و ضعیفم... اینکه حتی زورم نرسید پلی لیست من و تو رو نگا کنم و با همون 5-6تا آهنگ گذری که شنیدم گریه کردم... اونم تو شرایطی که نه عشق ِ رفته دارم/ نه اتفاق بدتر از همیشه ای برام افتاده... من از این همه ضعف / این همه توانایی گریه کردن برای چیزی که نمی فهمم و نمی دونمش خسته م.

 

* آهنگ خسرو و شیرین ِ پالت

/ 4 نظر / 10 بازدید
sara

الهه منم همیشه بی جهت گریه می کنم...اصلا الکی و در عرض یه ثانیه بغضم میگیره و گریه میکنم...بعد ربطش میدم به بابام

نازی

فکر میکنم بعدش میرسی به مرحله ای که با آهنگای شاد قر بدی و وسط قر بیفتی به هق هق های بلند، بعد کم کم میری سراغ آهنگایی که باهاشون خاطره داری، بعد دیگه کم کم میبینی آهنگ گوش میدی و خیلی به هم نمیریزی خوب میشی عزیزم :* عیدت هم مبارک

نازی

پست قبلیت عین حرف من تو وبلاگمه، و اونی که مال 12/2 هست، زودی فرار کن از این حس، حرفای تکراری بزن که هوس نوشتنت خشک میشه

یوکابد

این پستتون یه حس مشترک ِ با من .. اینکه حتی تو کافی شاپ با جمع دوستانم هم با شنیدن ِ یه آهنگ ضمینه اشکم در میاد..!